سلام
امروز روز مادر است و من اولین بار است که اینقدر دیر آپ می کنم...در پایان روز
سلام بر تو ای مادرم
امیدوارم توی مرا مبنی بر بی ادبیم و بی احترامی نگذاری!چون آنقدر بزرگی که هیچ کس قدرت کوچک کردن واژه مادر راندارد!چه رسد به مادری همچون تو بزرگ! شرمسارم از دیر نوشتن...اما خود بهتر از هرکسی می دانی که این مبنی بر فراموشیت نیست! مادرم قلبم شکسته است و احساس می کنم له شده ام!تحقیر شده ام! نای نوشتن ازمن گرفته شده!
می دانی که چقدر دوستت دارم و عمر من به تو بسته است! می دانی هرچه بیشتر می گذرد و من قدمهایت را سنگینتر می بینم دلم سخت می هراسد؟! می دانی هر روز تصمیم کبری می گیرم که اینبار کاری از روی شونهایت بردارم اما همچون کبری تنبلی می کنم؟! می دانی در وسط این شرمساری هربار شرمسارتر از قبلم می کنی؟! با محبت و گذشتت! می دانی من این روزها بیش از هرکس دیگری به صدای و دستان و نگاه پراز لطف تو برای آرامشم نیاز دارم!
مادرم روزت مبارک!شرمسار از تاخیر...قلبم بدجور گرفته! ذهنم متمرکز نمی شود!دستانم سست شده اند!مادرم ُ دوستانم نمی دانن که حرفهای نیرمند توست که به من آرامش می دهد و من با همان حرفهاست که آنها را آرام می کنم!
بیش از هر روز دیگری به لالای های کودکیم نیاز دارم! به داستان های خوب برای بچه های خوب! پس برایم بخوان!
مادرم همچون همیشه یاریم کنم! این روزها یاد غم رفتن کسی آزارم می داد! حال چیز بزرگتری را از من گرفته اند! دلم بدجور گرفته است! یاریم کن!
مادرم روزت مبارک!شاد باشی همیشه و پایدار! همچون همیشه آرام و مهربان اما قدرتمند و بزرگ!
دوستت دارم
همین الان مامانم گفتن این نت رو تو ول نکنی یوقت!!!!!! ![]()
پ.ن: این مطلب رو دیشب می خواستم بفرستم موفق نشدم!


