تبليغاتX
رقص پروانه ها

سلام

امروز روز مادر است و من اولین بار است که اینقدر دیر آپ می کنم...در پایان روز

سلام بر تو ای مادرم

امیدوارم توی مرا مبنی بر بی ادبیم و بی احترامی نگذاری!چون آنقدر بزرگی که هیچ کس قدرت کوچک کردن واژه مادر راندارد!چه رسد به مادری همچون تو بزرگ! شرمسارم از دیر نوشتن...اما خود بهتر از هرکسی می دانی که این مبنی بر فراموشیت نیست! مادرم قلبم شکسته است و احساس می کنم له شده ام!تحقیر شده ام! نای نوشتن ازمن گرفته شده!

می دانی که چقدر دوستت دارم و عمر من به تو بسته است! می دانی هرچه بیشتر می گذرد و من قدمهایت را سنگینتر می بینم دلم سخت می هراسد؟! می دانی هر روز تصمیم کبری می گیرم که اینبار کاری از روی شونهایت بردارم اما همچون کبری تنبلی می کنم؟! می دانی در وسط این شرمساری هربار شرمسارتر از قبلم می کنی؟! با محبت و گذشتت! می دانی من این روزها بیش از هرکس دیگری به صدای و دستان و نگاه پراز لطف تو برای آرامشم نیاز دارم!

مادرم روزت مبارک!شرمسار از تاخیر...قلبم بدجور گرفته! ذهنم متمرکز نمی شود!دستانم سست شده اند!مادرم ُ دوستانم نمی دانن که حرفهای نیرمند توست که به من آرامش می دهد و من با همان حرفهاست که آنها را آرام می کنم!

بیش از هر روز دیگری به لالای های کودکیم نیاز دارم! به داستان های خوب برای بچه های خوب! پس برایم بخوان!

مادرم همچون همیشه یاریم کنم! این روزها یاد غم رفتن کسی آزارم می داد! حال چیز بزرگتری را از من گرفته اند! دلم بدجور گرفته است! یاریم کن!

مادرم روزت مبارک!شاد باشی همیشه و پایدار! همچون همیشه آرام و مهربان اما قدرتمند و بزرگ!

دوستت دارم

همین الان مامانم گفتن این نت رو تو ول نکنی یوقت!!!!!!


پ.ن: این مطلب رو دیشب می خواستم بفرستم موفق نشدم!

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 ساعت 11:59 | لینک ثابت |

I heard a bird at dawn

James Stephan

 

I heard a bird at dawn

Singing sweetly on a tree,

That the dew was on the lawn,

And the wine was on the lea;

But I didn’t listen to him,

For the didn’t sing to me

 

I didn’t listen to him,

For the didn’t sing to me

That the dew was on the lawn,

And the wine was on the lea;

I was sing in at the time

Just as prettily as he.

 

I was singing all the time

Just a prettily as he,

About the dew upon the lawn

And the wind upon the lea;

So I didn’t listen to him

As he sang upon a tree.

 

می شنوم صدای پرنده را در سپیده دم

جیمز استفان

 

می شنوم صدای پرنده را در سپیده دم

روی درختی دلنشین می خواند

شبنمی بود بر علفزار

و شرابی  روی مراتع

اماگوش ندادم به صدایش

برای آنکه هم آواز نبود با من

 

اماگوش ندادم به صدایش

برای آنکه هم آوازنبود با من

شبنمی بود بر علفزار

و شرابی  روی مراتع

در آن لحظه خواندم

به زیبایی او

 

تمام مدت می خواندم

به زیبایی او

درباره شبنم نشسته بر علفزار

و شراب  روی مراتع

همچنان گوش ندادم به صدایش

همچو او که روی درخت می خواند

ترجمه:هما بهرام پرور

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 ساعت 19:47 | لینک ثابت |
این روزها هوا زمستونی... بارون بارون بارون....زیباست ، اما....

حیاط خونمون


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوشته شده توسط هما در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 ساعت 21:4 | لینک ثابت |

 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar